تبلیغات
در کوچه های سادگی








تاریخ : دوشنبه 25 آبان 1394 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
چهار سال پیش وقتی در مقطع کارشناسی تحصیل می کردم آموختم که برای داشتن یک فضای سبز سالم و مناسب لازم است از گونه های مختلف گیاهی در پارکها و بلوارها استفاده شود. این در حالیست که در برخی استان ها اغلب یک گونه ی خاص گیاهی مثلا درخت کنوکارپوس (به دلیل سازگاری با شرایط اقلیمی گرم و خشک، توقع پایین، رشد سریع و سبزی دائمی) بیشتر مورد توجه کارشناسان بوده و از سایر گونه ها چشم پوشی شده یا به ندرت به آنها توجه می کنند. در واقع این موضوع چشم انداز شهرها را به کلنی از گیاهان یک دست و یکنواخت تبدیل می کند که زنگ خطر است. از علل مناسب نبودن این کلنی ها می توان به خستگی روحی بینندگان اشاره کرد. خداوند مهربان جهانی مملو از گلهای رنگارنگ، درختچه ها و درختان پر شکوه آفریده است دور از انصاف است که چشم ها را به روی این زیبایی ها ببندیم و تنها به یک شکل و رنگ خاص توجه کنیم. از نگاهی علمی تر باید بدانیم که هیچ چیز دائمی نیست و ابدیت ندارد چه بسا گیاهان سبز و مقاومی کشت کنیم ولی به یک آفت یا بیماری مشخصی حساس باشد در نتیجه کلنی ما در خطر انقراض بالقوه ای قرار خواهد گرفت و خسارات انبوهی به بار خواهد آورد در صورتی که تنوع گیاهی علاوه بر زیبایی این خسارت ها را به طور چشمگیری کاهش می دهد. این موضوع در جوامع حیوانی هم صدق می کند مثلا ببر، شیر، پلنگ، یوز پلنگ و ... همه از خانواده ی گربه سانان هستند که هر قشر در جامعه ی خود نژادهای متنوع دارد و همین تنوع ها عامل بقا خواهد بود.
وجود تنوع و فراوانی همه نشانی از موهبت و علم آفرینش خداوند یکتاست تا زمینی زیبا و سرشار از امید بسازیم؛ پس چرا عده ای اصرار دارند در جامعه ی انسانی تنوع رو براندازند و همگان را وادار کنند تا متحدالشکل لباس بپوشند، شبیه یکدیگر فکر کنند، حرف بزنند و باورهایشان را به اجبار تلقین کنند؟ پس حق انتخاب و اعمال نظر چه می شود؟ این مساله باعث می شود ما هم یک کلنی هم رنگ شویم که قدرت تفکر و خلاقیت نداشته باشیم و به مرور در اثر یک بیماری اجتماعی از بین برویم. قرار نیست این تفاوت ها ما را از وحدت خارج سازد یا به واسطه آنها به یکدیگر آسیب برسانیم بلکه وجود این اختلافات ما را به چالش می کشاند تا هم فکری هم به سوی راه حلهای نوین و پرسودتر راهنمایی شویم پس بیایید نوع نگرشمان را به جامعه عوض کنیم و به جای اجبار به تفاوت ها احترام بگذاریم.


تاریخ : شنبه 23 بهمن 1395 | 04:38 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
گاهی احساس می کنم به جای زندگی در عصر کنونی به یک قرن قبل باز گشته ایم اینجا دوران قاجار است، پدر و مادرانمان مردم کوچه و بازارند و ما هم اعضای دربار شاهی هستیم. آیا تا به حال به دانشگاه ها، ادارات و شرکتهای خصوصی و دولتی سر زده اید؟  آیا با پیشوندهای دکتر و مهندس که این گروه ها به کار می برند آشنا هستید؟ البته  این مساله تنها به اینجا ختم نمی شود بلکه در جامعه عادی میان مردم هم صادق است چه بسا امروزه در بیشترخانواده ها حداقل یک دانشجو به چشم می خورد که اگر او در مقطع دکتری غیر پزشکی یا دانشجوی پزشکی و مهندسی باشد دنیا را به اطرافیانش بخشیده است چرا که پسوند آقا/ خانم دکتر یا مهندس گرفته و مایه سرافرازی خانواده شده است. درست مانند زمان قاجار که اعیان به التماس و چرب زبانی می خواستند از شاهان القاب سلطنه، دوله و ... بگیرند تا به نامشان ضمیمه کنند. اما این القاب چه سود؟ مهم این است که ببینیم چه می آموزیم و از آموخته هایمان  چگونه استفاده می کنیم، چه میزان به کشور و دارایی های آن متعهدیم وگرنه با گذشت سالهای طولانی تحصیل تازه به صد سال پیش عقب گرد رفته ایم و تنها مدال افتخار تحصیلات عالیه و دکتر/مهندس را به سینه زده ایم. جای تاسف برای تمدنی که اکنون وارثان آن مردمی و مسئولینی نالایق اند. افرادی که بی کفایتی، بی فرهنگی و غفلتشان را به گردان دیگران می اندازند و همیشه خود را بی گناه امور می دانند. و افسوس برای نونهالان و جوانانی که به فردایی نامعلوم می اندیشند مانند کسی که با دست لرزان در تاریکی ها فانوسی را در دست گرفته است  بی رغبت تحصیل می کنند تا شاید فردا اگر شغلی مرتبط نیافتند حداقل از پرستیژ اجتماعی "تحصیل کرده" بی بهره نباشند. افسوس و هزاران افسوس به خاطر اهداف گمشده ای که به آرزوهای دور تبدیل شد...



تاریخ : سه شنبه 12 بهمن 1395 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
کدام یک درست می گویند چارلز داروین یا ادیان الهی؟
1- در کتب عهد عتیق و جدید و قرآن با اندکی تفاوت آمده است که خداوند آدم را آفرید و از او همسرش حوا شکل گرفت تا در کنار یکدیگر در بهشت آرامش یابند؛ اما به خاطر نافرمانی از خداوند و خوردن میوه ی ممنوعه پا به عرصه ی زمین نهادند و از آنها نسل بشر شکل گرفت. و این شد مبدأ خلقت انسان ها و پراکنش آنها بر روی کره ی خاکی. برای اهل دین و یکتاپرستان این حجت است. چرا که این سخن خداوند است و از نظر پیروان هر مذهب بر کتب آسمانیشان خللی وارد نیست... و آخر این بحث به آنجا ختم می شود که انسان از خاک آفریده شده.
از سوی دیگر:
2- چارلز داروین زیست شناس بریتانیایی نظریه ی فرگشت را ارائه داد که بعدها این نظریه ادله ی محکمی برای رد وجود خداوند توسط منتقدین مذاهب و ملحدان شد. اما موضوع اینجاست که شخص داروین ابدا مخالف دین و خداپرستی نبود و نظریه ی خود را صرفا برگرفته از شواهد موجود برسنگواره ها طی سال ها تحقیق و از روی صداقت ارائه داد. بر این اساس داروین عنوان کرد که گونه ها تغییر می کنند و اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند.
چهل سال پیش از او دانشمندی به نام تامس مالتوس در مقاله‌ای مدعی شده بود که سرعت رشد جمعیت آدمیان بیش از میزان تولید غذاست و چنانچه جمعیت بشر به طریقی کنترل نشود، با گذشت چند دهه غذای کافی برای همگان وجود نخواهد داشت و آدمی مجبور است برای به دست آوردن آن مبارزه کند. با این وضوح  شواهد و مطالعات داروین پیرامون آغاز گونه‌ها به وسیله انتخاب طبیعی یا نزاع برای بقای نژاد پیش می رفت...و آخر این بحث به آنجا ختم می شود که نه فقط انسان بلکه همه ی موجودات با هم از نیای مشترکی مشتق شده اند.
شاید ما و شما نیز در طی دوران تحصیل با نظریات داروین و پاسخ های دست و پاشکسته ی دینیمان آشنایی داشته باشیم.
اما به راستی بی تعصب کدام راست می گویند؟
پاسخ و برداشت من بر اساس مطالعات این است:
"هر دو درست می گویند" هم کتب آسمانی و هم نظریه ی داروین هر دو می توانند در کنار یکدیگر صحیح باشند.
برای حل تناقضات اجازه دهید اول به دو سوال پاسخ دهیم:
حضرت آدم پیش از ظهور دایناسورها آفریده شده بود یا پس از آن؟
انسان های غارنشین پیش از آفرینش حضرت آدم وجود داشتند یا از نسل آن حضرت اند؟
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا 
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشكى و دریا [بر مركبها] برنشاندیم و از چیزهاى پاكیزه به ایشان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از آفریده‏ هاى خود برترى آشكار دادیم.( سوره اسرا آیه ی 70)

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آیا در آن كسى را مى‏ گمارى كه در آن فساد انگیزد و خونها بریزد و حال آنكه ما با ستایش تو [تو را] تنزیه مى ‏كنیم و به تقدیست مى ‏پردازیم فرمود من چیزى مى‏ دانم كه شما نمی دانید( سوره بقره آیه ی 30)
حالا به سراغ استدلال عقل می رویم.
به نظر شما آیا ممکن است خداوند موجودی را اشرف مخلوقات قرار دهد که بر اساس شواهد تاریخی لخت و گاهی عور بوده و یا خودشان را با برگ درختان می پوشانده اند؟ آنها آتش را نمی شناختند و از گوشت حیوانات خام خام تغذیه می کردند و با صدای آنان سخن می گفتند یکدیگر را می کشتند و منافع دیگری را تصاحب می کردند. این ها همان انسان های اولیه هستند که هیچ شباهتی از نظر عقل و شعور به آدم های امروزی یا حتی آدمهای 5000سال پیش هم نداشته اند. چرا که در قرآن خوانده ایم و می دانیم که حضرت آدم با خداوند سخن می گفت و فرزندانش را به سوی او دعوت می کرد.
و استدالال مهم تر: فرشتگان از کجا می دانستند که خداوند موجودی خلق کرده است که در آینده خونریزی و جنایت خواهد کرد؟ آیا علم غیب داشتند در حالی که بارها شهادت داده اند که "منزه است خداوند و ما نمی دانیم جز آنچه تو به ما گفته باشی و همه ی علوم در نزد توست." پس قاعدتا خداوند باید موجودی پیش از آدم  آفریده باشد که به او شباهت زیاد داشته ( دو دست و پا، مو و چشم و ...) و در زمین طغیان و خونریزی کرده باشد از شعور و عقل کم یا بی بهره بوده و من تصور می کنم منظور فرشتگان، انسان های اولیه بوده باشد و ممکن است آنها در دوران دایناسورها یا کمی پس از آنها پا به عرصه ی هستی گذاشته باشند. چرا که خداوند خالق است و همواره در حال خلق. پیش از ما مردمی را خلق کرد تا به قیامتشان رسیدند و پس از آنها نسل آدم را آفرید و شاید پس از ما نیز جمعیت جدیدی را خلق کند.
در واقع داروین دروغ نگفته بود او فقط با ماشین زمان سنگواره هایش چند هزار و شاید هم چند میلیون سال عقب تر رفته بود و به مبدأ پیدایش موجودات رسیده بود به مبدأ حیات و تک سلولی ها. او تکامل را دوباره از نوع یافته بود و برای حل معماهایش به جای فرار به دنبال پاسخ می گشت.


تاریخ : چهارشنبه 22 دی 1395 | 10:51 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
به نظر شما پرچم یک کشور بیانگر چه چیزیست؟ برای مثال اگر شخصی یا گروهی در مقابل دیدگان شما پرچم سه رنگ شیر و خورشید را به آتش بکشد چه واکنشی نشان می دهید؟ ناراحت می شوید؟ خشمگین می شوید؟ بی تفاوت از آن عبور می کنید یا غیره؟ حال اگر این بلا بر سر پرچم فعلی ما بیاید چه؟ چرا؟ آیا درفش را یک نماد ملی می دانید یا یک نشان حکومتی؟
آیا ما با مردم انگلیس دشمنیم؟ همان مردم عادی به قول خودمان کوچه و بازاری! با مردم آمریکا چطور؟ با آنها دشمنیم؟ مشکل ما با سیاست های نادرست دولتمردان آنهاست مگر به غیر از این است؟ فکر می کنید این مردم چه تفکری در مورد پرچم دارند؟ چه واکنشی به عملکرد ما نسبت به آتش زدن پرچمشان دارند؟ 
اگر روزی از تلویزیون دید که ملتی با صدای بلند فریاد می زنند:  "مرگ بر ایران"  چه حالی به شما دست می دهد؟ خشمگین می شوید؟ به آنها ناسزا می گویید؟ مشت بر دهانشان می کوبید؟ چرا؟ آن ملت که منظورشان شما قشر کوچه و بازاری نیستید پس چرا واکنش نشان می دهید؟ حال فکر می کنید مردم آن کشوری هایی که ما  به عناوینی در مناسبت های مختلف درفششان را در عموم به آتش می کشیم و مرگشان را خواستاریم چه برخوردی خواهند داشت؟ چه فکری در مورد ما می کنند؟
بد نیست کمی به خودمان بیاییم و درمورد عملکردمان اندیشه کنیم. آیا این نحوه ی اعتراض صحیح است یا نه هدف دیگری را دنبال می کنیم و می خواهیم عناد خودمان را به رخ جهانیان بکشیم؟... کمی اندیشه کنیم...



تاریخ : پنجشنبه 4 آذر 1395 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
37 سال از انقلاب ما می گذرد... چقدر منقلب شده ایم؟... از چه نظر فرق کرده ایم؟... چه داده ایم و چه به دست آورده ایم؟ ...
آیا فیلم "سلطان قلب ها" را دیده اید؟ این فیلم محصول سال 1347، به کارگردانی محمد علی فردین ساخته شد. روایتگر یک داستان عاشقانه که اواسط داستان به یک تراژدی تبدیل می شه و در آخر با به هم رسیدن عشاق به پایان می رسه. نکته ی جالبی در این فیلم به چشم می خوره . خانمی که نقش لیلا را بازی می کنه با ظاهری نامناسب و عقد نکرده در خانه ی یاور قلی خان پدر ستاره زندگی می کنه و برای اینکه ستاره رو از سر خودش باز کنه دست به دامان مکر و فریب می شه و سعی می کنه اعتماد ستاره رو جلب کنه اما چون موفق نمی شه به قرآن متوسل شده و به "کلام الله مجید قسم می خوره که داره راست می گه" ستاره با شنیدن این حرف به لیلا اعتماد کرده و حرفش را با دیده ی دل باور می کنه. از طرفی دیگه لیلا چشم به ثروت یاورقلی خان دوخته بود و در این باب شریکی به نام جمشید خان داشت. وقتی لیلا به جمشید خبر می ده که اعتماد ستاره رو جلب کرده و او را به تهران فرستاده جمشید با تعجب می پرسه: چه جوری؟ و لیلا قرآن را نشون می ده. جمشید خان با اون همه حقه بازی و کلک با ناراحتی می پرسه: تو به قرآن قسم خوردی؟؟!! که لیلا با نگرانی جواب می ده: این قاب خالی قرآن! قاب خالی که گناهی نداره!
بگذریم... فقط این مثال را آوردم که بنگریم از ده ها سال پیش تا کنون چقدر فرق کرده ایم و اکنون چگونه در کوچه و خیابان ها و یا هر جای دیگر از روی عمد یا غیر عمد حتی راست یا دروغ به خداوند تبارک و تعالی و قدیسان درگاهش قسم های عظیم یاد می کنیم و به سادگی می گذریم. آیا این شرم آور نیست؟! چه شده که آنقدر باورهایمان را از دست داده ایم و سست ایمان شده ایم؟! 
شخصی از خاطراتش درباره ی جنگ تحمیلی تعریف می کرد و می گفت برای مدت جبهه را ترک کردم و آمدم به شهر تا به اهل و عیال سری بزنم از آن چیزی که در بین مردم شهر می گذشت تعجب کردم! دیدم که چه ساده و ناباورانه دروغ می گویند و قسم می خورند! آخر با دیار یار انس گرفته بودم جایی که قوت اهلش نماز بود، نگاهشان لبخند و حرفشان شهادت در راه خدا! به این حرفهای جدید عادت نداشتم. از افسانه بافی هایشان خسته بودم ...
به کجا می رویم؟...


تاریخ : یکشنبه 23 آبان 1395 | 01:22 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
کلبه ی زیبایی در دامنه های سبز جنگلهای گیلان داشتم. شکر خدا در و دیوارش بوی طبیعت می داد. پاییزهای طلایی بارانی بود و من سرمای مطبوع هوا را با هیزم گرم می کردم. خوراکم ساده بود قهوه ترک و چای لاهیجان با کیک می خوردم آن هم وقتهای بارانی در کنار ذوق ذوق آتش. گاه اشکنه یا آش دوغ می پختم در دیگچه ی مسی که دوغش را از سید جعفر ده پایینی می خریدم. به خدا ترش و اعلا بود، کشک و ماستش همه از بز و گوسفند، بو و طعمش چابکم می کرد و مست روغنی حیوانی اش بودم مست بوی نان مشت زهرا که در تنور داغ گلی پخته می شد حال. خلاصه زندگی خوش بود به لطف ایزد منان. حجابم راحت و رنگی به دور از آن تعصبهای بی جا بود، گیسوی سیاهم را نوازش می کرد باد و گاه از روی شوخی زیر دامان پر از احساس من چرخان می رقصید. منم به پاس آن رحمت باران با آن ساز گیتارش زیر نم نمش تنها می خندم به حرفهای پرستوها که با شادی و لب، خندان! می کنند سجده به درگاه خداوند پاکیها.
"خدای من پر از رنگ است رنگین کمانش شاد و رنگارنگ، خداوند را به هر رنگ ببینی او همان رنگ است"


تاریخ : دوشنبه 17 آبان 1395 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
با سلام
 مدتهاست که سوالاتی ذهن مرا به خود مشغول ساخته است. اینکه آیا رحمت و آمرزش خداوند در اسلام  شامل حال ما زنان مسلمان هم می شود؟ آیا ما که رنج چادر سیاه و مقنعه و مانتوی بلند را در گرمای سخت و همان پوشش را در سرمای استخوان سوز متحمل می شویم امتیازی هم در این دنیا دریافت می کنیم یا باید منتظر مرگ و قیامت باشیم؟ اصلا می خواهم بدانم آیا رفتار مردهای مسلمان که کردارشان را در قبال زنان بر اساس قرآن و سنت رسول الله می دانند عادلانه است یا خیر؟ 
خوب به جوامع اسلامی نگاه کنید، اصلا چرا راه دوری برویم در میهن مادریمان ایران! آیا تا به حال به مساجد رفته اید؟ اگر خواننده ی محترم بانو باشد که می داند چه می گویم و اگر آقا هستید لابد نمی دانید پشت آن پرده ای که شما را از جنس مخالف جدا کرده است چه می گذرد! برادرم! در سوی دیگر آن فضای بزرگ مقابل محراب و زیر چلچراغ ها ی زیبای مسجد که تو نماز می خوانی، درب تنگ و کوچکیست، حال اگر عذری نداشته باشم و نجس تلقی نشوم  در جایی دور از چشم نامحرمان که دست و بالم را نبینند و خدای ناخواسته تحریک نشوند (منظورم همان پستوهای کثیف و نمناک و بدبوییست که به درب ورودی اش پرده ی کبره بسته ای آویزان کرده اند و نوشته اند "دستشویی زنانه") وضویی خواهم ساخت البته چه کنم که از نعمت وضو ساختن از آن حوض بزرگ و زیبای مسجد زیر آسمان آبی محرومم!   به فضای کوچکی راهنمایی میشوم که نیمه گلیمی پاره پهن کرده اند حتی گاه انباریست و این در حالیست که بیش از نیمی از فضای مسجد به علاوه درب اصلی و بیشتر حیاط و کل محراب در اختیار توست! و من از آن سوی پرده صدای تکبیر و سوره ی حمد تو را که بلند قرائت می کنی می شنوم و در برابر ستمی که به من روا می شود همواره سکوت می کنم و شاید برای همین است که تو نمی دانی زن چه موجود صبوریست همان که یا مادر توست یا خواهرت و یا دخترت.  در عزا هم که دیگر جای خود دارد، زنان مجلس گردان روضه ها هستند با جمعیتی انبوه تر و ناله و گریه های بیشتر. شما هم تا وقتی کودکید در جمع ما هستید از سر و کول جوان و پیر بالا می روید و وقتی بزرگ می شوید از جمع ما دوری می کنید. گرچه در توزیع نذری معمولا زنان پس از مردان گروه آخرند اما باز هم با اصرار و قسم آیه ظرف غذایی هم دوباره برای تو و خانواده می گیرند تا ناهار فردا رو به راه باشد. بخواهیم به نسل امروزمان هم نگاه کنیم که مثلا روشنفکر شده اند تا درخانه ی پدرند اجازه تحصیل و شغل و ازدواج از پدر و برادر می خواهند وقتی هم متاهل شدند افسار جانشان به دست شوهر می افتد حالا خدا عاقبت زن را بخیر کند که شوهرش مرد خوب و نرم خویی باشد. 
در شریعت ما قوانینی هست که یک عده قرآن خوانده اند و اینگونه تفسیر و تأویل کرده اند که زنان و دختران مسلمان باید تمام اندام به جز قرص صورت و دستها تا مچ را بپوشانند (که تازه اگر آنها را هم بپوشانند به تقوا نزدیک تر است!) اما من نمی دانم چرا برای مردها آیه ای پیدا نمی کنند که عورتشان را در این شلوارهای زشت و مستهجن محکم تر بپوشانند و چشم به زنان ندوزند! تا حالا دیده اید به جز زنان جسور بقیه در مقابل چشم عوام در پارک ها ورزش کنند یا به دوچرخه سواری و موتورسواری بپردازند؟ گاهی مردم با چشم امر و نهی می کنند و گاهی پلیس امنیت اخلاقی جلو دار می شود، می گویند به باغ و مکان هایی که برای شما تهیه شده بروید و آنجا راحت باشید، همان باغهایی را می گویند که مانند قبرستانها فقط کاج کاشته اند و مانند زندان دور تا دورش را روی دیوارهای بلند سیم خاردار کشیده اند و قبل از ورود تفتیش می کنند! 
به مسائل پایه تر بپردازیم این که غیرت بر مرد حلال است و بر زن حرام. اینکه مرد بتواند بیش از یک همسر اختیار کند و زن به یک شوهر قناعت کند. البته که جوامع غربی به سادگی و سردی رو به فحشا رفته است و گاه مشکل نسب فرزندان با آزمایش های دی ان ای حل می شود ؛ ولی حالا ما گناه زن را حسادت بنامیم یا غیرت فرقی نمی کند کجای اینکار صحیح است که در جوامع امروزی که زنان هم در خارج از خانه شاغل هستند( حتی با کمترین درآمدها) و امرار معاش می کنند مرد عزت و ارزش زن را به حدی پایین بیاورد که برای خود حرمسرایی بسازد و بر سرشان خلیفگی کند! 
و کلام آخر اینکه "از ماست که برماست" چون جامعه ی زنان ما بیشتر این هنجارهای حاکم را پذیرفته و به کلیات هم توجه نمی کنند چه برسد که بخواهد ظریف تر نگاه کنند. اما! چرا این مسائل و کوتاهی ها! چرا این تحقیرها و بی احترامی ها در حق الگوهای ما همان هایی که هم شما برایشان یقه چاک می دهید و هم ما مثل حضرات خدیجه ی کبری، فاطمه ی زهرا، زینب کبری، سیده نفیسه، خانم حکیمه خاتون و ... که همه از اهل بیت و خاندان نبوت اند صدق نمی کند؟؟؟ برخی از علما معتقدند تا وقتی حضرت فاطمه زنده بود ازدواج مجدد بر امیرالمؤنین حرام بود. ذریه ی فاطمه ی زهرا همه تک همسر بوده اند و اگر شوهرانشان هم در آن روزگار فرزندانی به جز  ایشان داشته اند از کنیزان بوده نه از همسران عقدی دیگر! شما که حرمت هیئت و دهه ی فاطمیه نگه می دارید و اشک می ریزید چرا حرمت ما را نگاه نمیدارید که زن هستیم و سرچشمه ی زندگانی و زاینده ی شما مردان؟ 
شاید این حیا و عفت زنانه باشد که موجب شده زنان سخن کوتاه کنند و حرفی نزنند  اما خوب است برای دوام خانوادهایتان و برای پایداری عشق و محبت بیشتر فقط قلب زنان را نشانه نگیرید  بلکه به جسم و فیزیولوژی بدن زنان هم توجه کنید نیازهایشان را بشناسید و به آن پاسخ دهید و به خواسته هایشان جامعه عمل بپوشانید هر چند به زبان نیاورند...
یا هو


تاریخ : جمعه 14 آبان 1395 | 05:03 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی                                                      
                                           به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش                                    
                                           گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش
بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می                                  
                                           بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی
ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن                             
                                           با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن
ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را                                    
                                           ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را

به یاد استادان گرانقدر : ملک الشعرا محمد تقی بهار- علی اکبر شهنازی- جلیل شهناز- حسن کسائی -جهانبخش پازوکی- عبدالحسین برازنده و استاد بزرگوار تاج اصفهانی

به امید آن که روز بهاری و هنگامی که زنده رود اصفهان پر آب و متلاطم از مقابل چشمان ما  بگذرد دست در دست هم دهیم و در کنار پل الله وردی خان این آواز زیبا را با هم یک صدا و بلند بخوانیم.









تاریخ : جمعه 14 آبان 1395 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
I am a free soul and I cherish it. I am not made for bunds and restrictions

Yes! that's spirit. What's inside my head and my heart is mine! entirely mine! nobody
 
can touch it. That is where I am the boss, it is my kingdom and it is large very large, 

endless in fact, infinite. If I want 

i can access to it ant time I want or I need


تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 06:20 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
  در چند صد سال اخیر شبهات و شایعات در پیرامون ماه محرم ، قیام امام حسین و آنچه بر سر سادات خاندان حضرت محمد(ص) بعد از واقعه عاشورا آمده رو به گسترش بوده و چه بسا هم اکنون هم شاهد آن هستیم که در برخی مجالس روضه و عزا  این شایعات به مردم ساده اندیش و بی اطلاع القا می شود و باورهای کاذب نسل به نسل ادامه می یابد. پس بر ما لازم است علاوه بر نشر معنویات و شیوه ی رادمردی و دین داری حسین بن علی (ع) نسبت به معقول و مستند بودن این مطالب هم توجه داشته باشیم . به نظر اینجانب هدف از آن قیام با عظمت و راسخ در آن شرایط رعب آور، اشک ریختن و غصه خوردن و ماتم گرفتن امروز ما نبود (آن هم برای ملتی که اکثر سال سیاه پوش است و غم شهادت ها بیش از شادی  زاد روز بزرگان ملی و دینی در آن خودنمایی می کند)  لذا تعدادی از این تحریفات لفظی که در مجالس به صورت داستان سرایی نقل می شود را در زیر عنوان کرده ام:
1- داستان شیر و فضه
2- داستان عروسی قاسم 
3- داستان فاطمه صغری در مدینه و خبر بردن مرغ برای او
4- داستان دختر یهودی که افلیج بوده و قطره ای از خون اباعبدالله به وسیله یک مرغ بر بدنش چکید و او را شفا داد.
5- حضور لیلی در کربلا و امر حضرت به او که برو و موی خود را پریشان کن.
6- آمدن اسرا به کربلا در اربعین و اینکه به دو راهی عراق و مدینه رسیدند از نعمان بن بشیر خواستند که آنها را به کربلا ببرد.
7- هشتصد هزار نفر بودن لشکر عمر بن سعد و حتی گاهی آن تعداد را  یک میلیون و ششصد هزار نفر هم ذکر می کنند.
8- 72 ساعت بودن روز عاشورا
9- اینکه کسی از یاران و یا بنی هاشم در یک حمله ده هزار نفر را کشته است.
10- روضه هایی که در آنها احساس تذلل پیش دشمن باشد مثل التماس کردن برای آب
11- داستان طفلی که در حین اسارت گردنش را بسته بودند و سوار می کشید تا طفل خفه شد.
منبع: حماسه حسینی. جلد سوم. ص 204-207. اثر مرتضی مطهری


تاریخ : دوشنبه 19 مهر 1395 | 02:33 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
متاسفانه در سال های گذشته به علت خشکسالی های پی در پی و سوء مدیریت مسئولین و مردم  در بهره وری از منابع آبی وضعیت شوری خاک به شدت نگران کننده عنوان شده به طوری که بیشتر گیاهان خاکی و زراعی با تنش های شوری و خشکی مواجه شده اند. به این منظور چهار گل فصلی زیبا، مناسب برای شرایط گرم و خشک مناطق جنوبی و مرکزی ایران به علاقه مندان معرفی می‏ شود:
الف- اطلسی پر پر
نام علمی: Petunia bonanza
گیاه دائمی که به صورت یکساله مورد استفاده قرار می گیرد با بلندی 30 سانتی متر. برگها تخم مرغی شکل و به رنگ روشن اند. گلها شیپور مانند و پر گلبرگ و چین دار و در مخلوطی از رنگ ها اند . مکانی آفتابی و محفوط از باد را می پسندند و تا دمای صفر درجه را تحمل می کنند. کاشت بذر در فصل زمستان یا اوایل بهار است.
ب پروانش
نام علمی: Catharanthus roseus
گیاهی گلدار با ارتفاع 25  سانتی متر. برگ ها بیضی کشیده به رنگ سبز روشن اند. گل ها سفید صورتی تا قرمز اند. مکان آفتابی را می پسندد ازدیاد به وسیله بذر است و تا صفر درجه را تحمل می کند.

ت- مغربی
نام علمی: Oenothera biennis
گیاهی دو ساله که اغلب یکساله هم کشت می شود. به رنگهای سفید تا زرد آلویی در فصل تابستان. مکان مناسب آفتابی تا نیمه سایه است و تا 15- درجه را تحمل می کند. با بذر در پاییز و زمستان تکثیر می شود. 
ج- همیشه بهار
نام علمی: Calendula officinalis
گیاه یک ساله سریع الرشد با ارتفاع 30 سانتی متر در ارقام پاکوتاه برگ ها معطر و سر نیزه ای اند و گل ها به رنگ های نارنجی و قرمز. مکان  آفتابی را می پسندد و مانند مغربی تا 15- درجه قادر به تحمل است.
منبع: اطلس رنگی گیاهان زینتی ایران، محمد حسن تهرانی


تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1395 | 05:05 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعیت، نیازهای متعددی نیز پدیده آمده است. از سوی دیگر مشکلات معیشتی و اقتصادی، رشد سالانه ی تورم، نداشتن درآمد کافی، نبود برنامه ی مناسب و بلند مدت در تولید و... از جمله مشکلات عصر امروز ایران است که اکثر ما با آن ها دست و پنجه نرم می کنیم.
از آنجا که اکثر قشر جامعه را طبقه ی متوسط (رو به خوب و ضعیف تشکیل می دهند) فروشگاه هایی تحت عنوان "کوثر 1، کوثر 2 و..." در مناطق مختلف برخی شهرها از جمله اصفهان تحت نظارت شهرداری به بهره برداری رسیده است. این فروشگاه ها موظف به توزیع اقلام و کالاها با قیمتی کمتر به مشتریان هستند که در سال های گذشته مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. اما چیزی که بیش از این ها توجه مرا به خود جلب کرده است  فروشگاهی خصوصی در منطقه ی رهنان اصفهان است به نام "فروشگاه انصاری". این فروشگاه  توسط خیری به نام مرحوم ... از سال 1356 کار خود را با هدف خدمت رسانی به قشر کم درآمد و ضعیف جامعه شروع کرده است  در حال حاضر توسط فرزندان و ورثه ی این مرحوم اداره می شود و با حدود 100 نفر پرسنل شامل بخش خشک بار، تره بار و مواد غذایی است. میزان تخفیف اجناس از 10 درصد تا 100 درصد(در بخش تره بار) متفاوت است. بیشتر اجناس تره باری مثل زردآلو، سیب، نارنگی و حتی موز به صورت جعبه ای و صندوقی به فروش می رسد. اما از آنجا یک خانواده مثلا به یک جعبه موز نیازی ندارد! در بیرون از فروشگاه باسکولی ترتیب داده شده تا مشتریان بتوانند خریدشان را با یکدیگر تقسیم کنند. در پایان وقت کار این فروشگاه قیمت تره بار به شدن نزول می کند تا جایی که گاهی برخی اجناس به صورت صلواتی در بین مردم توزیع می شود. 
همانطور که قبلا گفته شد فروشگاه انصاری برای خدمت رسانی به قشر ضعیف احداث شده است، با وجود آنکه بیشتر خریداران را افراد کم سواد، کم درآمد و برخی اتباع خارجه تشکیل می دهند ولی با توجه به شرایط فروش و اینکه اجناس بی کیفیت نیستند (ممکن است همه ی ارقام درجه 1 نباشند ولی درجه ی 5 و 6 هم به مشتری عرضه نمی شود) خریداران دیگری را نیز از دیگر طبقات جامعه به خود جلب کرده است. هر روزه می توانید انبوهی از مردم را از ساعت 7 صبح در صف جمعیت ببینید.
اکنون با توجه به توضیحات داده شده به شرح برخی مزایا و معایب این فروشگاه می پردازیم:
مزایا:
1_ خرید زیاد و کاملا نقدی موجب ترغیب کشاورزان و باغداران برای فروش بلافاصله ی محصولاتشان در این فروشگاه شده است.
2_ قیمت مناسب و حتی ارزان در عین حال کیفیت مناسب محصولات زراعی و باغی نسبت به بازارهای دیگر باعث دستگیری مستمندان و نیازمندان شده است.
3_ به شخصه دیده ام که خیلی از مردم هنگام خرید برای روح آن مرحوم دعا می کنند و برایش از خداوند استغفار می خواهند.(باقیات الصاحات)
4_ گرچه قیمت فروش پایین است ولی به علت خریداران فراوان سود کلانی نصیب متصدیان طرح می شود.
معایب:
1_ کشاورز سود چندانی نمی کند و پاسخ زحماتش را به طور کامل نمی گیرد، بیشتر درآمد به واسطه می رسد به خصوص اگر محصولات به صورت رایگان توزیع شود.
2_ انسان های سودجو همه جا هستند!  مغازه داران خیلی زودتر از مردم عادی پیش دستی می کنند و میوه ها را صندوق صندوق خریداری  و به قیمت چندین برابر گرانتر می فروشند.
3_ برنامه ی منظمی برای فروش ندارند مثلا اگر کسی با هدف خرید سیب زمینی آمده باشد باید از ساعت 7 صبح تا 12 ظهر منتظر بماند شاید ماشین سیب زمینی بیاید.
4_ متأسفانه در بین اقلیتی از خریداران فرهنگ درستی حاکم نیست. برخی میو ها را نشسته می خورند، آب دهان می اندازند، هل می دهند و...
آپلود عکس" آپلود عکس

آپلود عکسآپلود عکس


تاریخ : سه شنبه 10 آذر 1394 | 09:08 ق.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
شخصی گله می کرد که بعد از عمری عبادت و خدمت فقط از خدا یک چیز خواستم و آن فیض شهادت بود، جنگ تمام شد و من به آرزویم نرسیدم. من او را می شناختم و از حرفش متأثر شدم یک روز به گلستان شهدا رفتم و به عکس شهدا نگاه کردم. روز دیگر عکس های دسته جمعی آن ها را در اینترنت جست و جو کردم. بار دیگر با دوستان و نزدیکان آن ها دیدار کردم.علت را فهمیدم! فهمیدم که چرا او به آرزویش نرسید! اصلا فهمیدنش زیاد هم سخت نبود.
چون خداوند بندگان خندان و گشاده روی اش را بیشتر دوست دارد. آن ها را گلچین می کند. دوست دارد بنده اش روشنی باطنش را در چهره اش هم نمایان کند اما آن کسی که رضای خدا را ادعا می کند ولی با دست های  مشت کرده و با نگاه گرفته تو را به خاطر گناه و خطایت توبیخ می کند... آیا مورد رحمت خداست؟؟؟


تاریخ : پنجشنبه 28 آبان 1394 | 07:36 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات


مائده بهلولی؛ دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی و اصلاح گل و گیاهان زینتی

 



1.      گرچه تأکید می شود که از میوه­ ها و سیزیجات تازه استفاده شود اما این موضوع به این معنا نیست که ما از یخ زده و یا پخته شده ی این محصولات برحذر باشیم. در بعضی موارد میوه ­ها و سبزیجات یخ زده ویتامین سی، پلی فنل­ ها، آنتوسیانین و لوتئین بیشتری دارند. از این جمله می­ توان به هویج اشاره کرد که یخ زده­ی آن سه برابر بیشتر لوتئین و دو برابر بیشتر بتا کاروتن دارد. از موارد دیگر بلوبری ­ها و نخود سبز هستند که یخ زده ­ی آن­ها ویتامین سی و پلی­ فنل ­های بیشتری دارد. از آنجایی که عموما محصولات باغبانی پس از برداشت در شرایط خنک انبار یا فریز می شوند، میزان تنفس این محصولات در این شرایط کاهش می­ یابد و یک سری ترکیبات حد واسط در آن­ها تجمع پیدا می کند که بعد از تغییر دما(یعنی با انتقال به بازار و سپس منازل آن ها در شرایط گرم قرار می گیرند) این ترکیبات فعال شده و سیکل تنفسی به صورت تصاعدی افزایش می­ یابد در نتیجه به مدت کوتاهی پس از خریداری متوجه زوال و پیری محصول به خصوص در سبزیجات برگی می­ شویم. در نتیجه بهتر است به فاصله­ ی اندکی پس از خریداری آن­ها را فریز کنیم که به این وسیله علاوه بر تازگی، ویتامین­ها و املاح معدنی و ریزمغذی­ های سبزیجات برگی را نیز حفظ کرده­ ایم؛ و اما در ارتباط با حرارت بالا و پخته شدن، گرچه حرارت باعث کاهش ویتامین ­ها به خصوص ویتامین سی در محصولات باغی می شود اما از طرفی دیگر جذب ویتامین ها را بالا می برد و میزان لیکوپن و بتاکاروتن را نیز افزایش می­دهد. این آنتی اکسیدان­ ها در گوجه فرنگی، اسفناج و هویج وجود دارد. پختن کلم بروکلی و گل کلم نیز باعث آزاد شدن ایندول ­ها می شود که قدرت ضد سرطانی بالایی دارد و هضم را آسان­تر می کند.

2.      برخی تصور می کنند که با حذف کردن وعده های غذایی به ویژه صبحانه لاغر می شوند! این باور غلطی است. با حذف به خصوص صبحانه از رژیم غذایی بدن دوچار اشکال می شود، با مکانیسم گرسنگی و نرسیدن ماده­ ی غذایی، بدن احساس کمبود می کند در نتیجه برای آنکه فعالیت های متابولیسمی­ اش مختل نشود به جای سوزاندن چربی ها شروع به ذخیره کردن کالری می کند و فرد به جای لاغر شدن چاق می شود.

3.      هنگام مطالعه، صحبت کردن، استفاده از تلویزیون و رایانه غذا نخورید. به طور کلی در هنگامی که مشغول کاری هستید و در عین حال چیزی هم می خورید پیام ­های ضد و نقیضی به مغز مخابره می­ شود در نتیجه فرد سیر نمی شود و بیش از حد می خورد از سوی دیگر اگر لقمه ها را سریع و درست نجویده به معده بفرستید و به اصطلاح تند غذا بخورید مغز وقت نمی کند تا متوجه شود چه اتفاقی در حال وقوع است در نتیجه به موقع سیگنال سیری را به معده مخابره نمی کند و این مسأله باعث بزرگ شدن معده شده و به مرور صدماتی را به دستگاه گوارش وارد می­ کند.

4.      روغن را از رژیم غذایی خود حذف نکنید. تحقیقات نشان داده چربی های مفید مانند امگا3 در ماهی­ به داشتن اندامی متناسب کمک می کند. روغن زیتون، هسته ­ی انگور، کانولا، آووکادو و دانه ­ی کتان برای عملکرد اعضای بدن لازم است زیرا موجب ترشح هورمون­ های استروئیدی می ­شود که به ساختن عضلات و حفظ تناسب اندام کمک می کند.

5.      برای لاغر شدن از محصولات رژیمی استفاده نکنید این­ها همه تبلیغاتی هستند! محصولات رژیمی و کم چرب در عوض دو برابر قند دارند. که استفاده ­ی مداوم آن­ها عوارض خطرناکی را به دنبال خواهد داشت.

6.      سیب زمینی، نان، برنج و پاستا به خودی خود ناسالم نیستند زیرا آن­ها منابع غنی از مواد معدنی و ویتامین­ ها هستند از سوی دیگر مواد نشاسته ای باعث سیری زود هنگام و کنترل گرسنگی می شوند اشکال آنجاست که ترکیب آن­ها با روغن زیاد، کره، خامه، پنیر­های چرب، کچاپ و انواع دیگر سس­ ها طعم مطبوع آن­ها را دوچندان می کند و ما از خوردن لذت می بریم و بیشتر می خوریم در نتیجه میزان کالری را چند برابر بیشتر از نیاز بدن دریافت می کنیم و چاق می شویم.

7.      زرده ­ی تخم مرغ برای خون معتدل و مفید است  اما اگر به صورت خام یا عسلی مصرف شود احتمال ابتلا به میکروب سالمونلا را افزایش می دهد. البته توجه داشته باشید فیزیولوژی بدن همه­ ی انسان ها مثل هم نیست و موارد زیادی مثل: ژنتیک، اقلیم، وجود بیماری­ یا عدم آن، حساسیت و... بر روی واکنش­های بدن تأثیرگذار هستند برای همین است که گاهی فرد با خوردن غذایی بیمار می شود ولی برای دیگری با مصرف همان غذا مشکلی پیش نمی­ آید. برای مصارف درست غذایی و آشنایی بیشتر با طبع و مزاج­ های مختلف به کتب معتبر طب فولکوریک مراجعه فرمایید.

8.      می گویند نان برکت خداست جای آن در سفره است و حرمتش نزد مسلمانان محفوظ. این سخن بی شک درست است برای همین هم حاضر به دور ریختن نان­های بیات شده نیستیم و آن­ها را پس از جمع آوری به دامداری­ ها می­فروشیم. اما یک مسأله را به خاطر داشته باشید "از ریختن نان ­های کپک زده در میان نان­ های بیات شده­ ی سالم جدا خودداری کنید" نان کپک زده مشکوک به سم آفلاتوکسین است که در اثر کپک­ ها(قارچ­های آسپرژیلوس) به وجود می آید. وقتی نان کپک زده توسط گاو­های شیرده خورده می­ شود در شیر آن­ها تأثیر منفی گذاشته و با مصرف این شیر توسط انسان او را به سرطان کبد مبتلا می ­سازد. قابل ذکر است که عامل مولد این سم بر روی پسته، ذرت، گندم، سویا و بادام زمینی هم رشد می کند.

9.      متأسفانه در ایران هیچ گونه نظارت منظم و مناسبی بر روی زمان برداشت محصولات باغبانی وجود ندارد و همین مسأله می تواند جان بسیاری از مردم را به خطر بیاندازد. از جمله این موارد استفاده از سموم قارچی، آفتکش­ ها و فلزات سنگین بر روی میوه ­ها و سیزیجات و برداشت این محصولات پیش از سپری شدن دوره­ ی کارنس است!( دوره ­ی کارنس مدت زمان مورد نیاز برای تجزیه ­­ی سموم است تا دوز آن­ ها به مرحله­ ای برسد که برای سلامت انسان بی ­خطر باشد). در نتیجه این سموم تجزیه نشده و در محصولات باغی به خصوص آن ­هایی که پوست نازک­تری دارند باقی می ­ماند از مزایای این سموم برای فروشندگان محصولات کشاورزی جذابیت و تازگی سبزی های میوه­ای مانند خیار گلخانه­ای است. البته تصور نکنید که باغدار یا کشاورز در این­ باره مقصر اصلی است. دنیای کشاورزی یک دنیای رقابتی است و تا زمانی که برنامه ریزی منسجم و حمایت درستی از تولیدکنندگان نشود آن ­ها مجبورند برای امرار معاش خود و خانواده­ هایشان به هر طریقی محصول خود را بازار پسند کنند و بفروشند. عدم آموزش درست به کشاورزان و باغداران، کم سوادی یا بی سوادی خیلی از کشاورزان سنتی، حوادث طبیعی مثل سیل یا خشکسالی یا سرمازدگی، بی توجهی مسئولین، نبودن بازار فروش،عدم مکانیزاسیون و خیلی موارد دیگر تأثیرات غیرقابل جبرانی را بر صنعت کشاورزی کشورمان گذاشته است.

گذشته از این بحث توصیه می شود از خیار­های سالادی که بزرگ، پر تخمه و پوست کلفت هستند به شرط گرفتن پوستشان برای مصارف خانگی استفاده شود. دیگر محصولات باغبانی نیز بهتر است پوستشان گرفته شود(اگر پوست خوراکی باشد) گرچه در پوست میوه­ ها ویتامین و مواد معدنی فراوان است ولی به هر حال باید بد را به بدتر ترجیح داد.

10.  مصرف محصولات کپک زده و یا تازه سم زده شده انسان را به میکروب­ های روده­ای مبتلا می کند. این میکروب­ ها از طریق مدفوع قابل انتقال است. در مناطقی که از فضولات انسانی به عنوان کود استفاده می شود، سبزی و کاهوها آلوده به تخم­های انگلی روده می ­شوند که مصرف این محصولات آلوده توسط فرد دیگری او را به بیماری­ های انگلی کرمی و کیستی دوچار می سازد. پس مراقب سلامتی خود باشید و با آگاهی، سلامتی دیگران را نیز تضمین کنید.

                                      

 

منابع:

  •       نشریه­ ی تحلیلی خبری آموزشی کشاورزی و غذا_ فروردین94
  •       دکتر سید عبداله افتخاری_دانشگاه شهید چمران اهواز
  •       http://www.mehrnews.com/
  •       http://namnak.com/
  •       fa.wikipedia.org/wiki//آفلاتوکسین

 

 

 



تاریخ : دوشنبه 25 آبان 1394 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات


مائده بهلولی؛دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی و اصلاح گل وگیاهان زینتی

مقدمه:

ته دیگ از جمله غذاهای مورد علاقه ­ی بسیاری از خانواده ­های ایرانی به شمار می رود که در هر سفره ­ای پیدا می شود و در صورتی که رنگ آن قهوه­ ای روشن مایل به طلایی شود و به میزان لازم چرب باشد طرفداران زیادی را به خود جلب خواهد کرد. ته دیگ انواع مختلفی دارد که بسته به مواد ته قابلمه یا دیگ با مقدار دلخواه روغن و نمک طبخ می شود. برای مثال:

ته­ دیگ نان،ته دیگ برنج، ته دیگ سیب زمینی و ته دیگ ماکارانی از محبوب­ترین­ ها هستند.

ته چین در واقع نسخه­ ی اصلاح شده­ ی ته دیگ است و به نسبت لطیف­ تر و مطبوع ­تر است و پایه ی اصلی آن: برنج و زعفران و نمک و ماست می باشد.

در این مقاله­ ی کوتاه بر آن هستیم تا سرچشمه ­ی ورود این دو غذای جدایی ناپذیر از سفره­ های ایرانی را بررسی کنیم و به مزایا،معایب و راه حل­های پیشنهادی آن ها بپردازیم.

تاریخچه ­ی ته دیگ و ته چین:

ورود ته دیگ به لیست غذایی ایرانیان احتمالا به دوران قاجار باز می­گردد و نقل شده است که در مطبخ­ های همایونی پس از آنکه سالار خانه غذایش را صرف می کرد خدم و حشم بر سر ته دیگ آن برنج که به طبع چرب­تر و لذیذ­تر بود دعوا می­کردند تا هر کسی سهمی از آن بردارد. خبر به گوش شاه می رسد و او هم کنجکاو می­ شود که بداند این مگر چیست که این همه خواهان فراوان دارد. بعد از خوردن مقداری از ته دیگ مشتاق می­شود که از آن به بعد ته دیگ را به عنوان پیش غذا به حضورش بفرستند.

اما در ارتباط با ته چین حکایت این گونه است که یکی از طباخان درباری در هنگام پخت چلو مرغ، افسار کار از دستش خارج می شود در نتیجه چلو شفته شده و ته می گیرد. طباخ برای جبران اشتباهش به چاشنی فوق العاده­ی زعفران متوسل می شود و آن را با ماست مخلوط می کند و به برنج می زند. اینگونه اولین ته چین متولد می شود.

باورهای قدیمی در مورد ته دیگ:

شاید شنیده باشید که قدیمی ­ها می ­گفتند: " اگر ته دیگ خور هستید شب عروسیتان حتما باران یا برف می­بارد."

ریشه ی این باور به طور کامل مشخص نیست اما ممکن است که از شمال کشور منشأ گرفته باشد چرا که مردم این خطه به زبان شیرین محلی این موضوع را از قدیم بیان می­ کردند. برخی هم معتقدند که این موضوع از یک سنت هندو ریشه گرفته. هندوها بر این باور­اند که اگر در روز عروسی باران ببارد برای زوج شانس می آورد.

خطرات ته دیگ و جایگزین مناسب برای آن:

ته دیگ بافت خشک و سختی دارد از این رو می تواند موجب نفخ، سوزش یا حتی سرطان معده شود. علاوه بر این زخم شدن دهان، مری و دیواره­ی معده هم از جمله دیگر خطرات ته دیگ هستند. ته چین به علت بافت نرم­تر می ­تواند جایگزین مناسبی برای ته دیگ باشد به ویژه خواص ترکیبات غذایی­اش را تا هنگام مصرف حفظ می کند و از نظر مردم پسندی هم ارجحیت دارد. به طور معمول یک عدد ته دیگ در ابعاد10در10حدودا 75کالری دارد در حالی که یک قاشق ته چین40کالری دارد.

چاشنی ­های پرخاصیت برای ته دیگ:

برای کسانی که نمی توانند به هر دلیلی ته دیگ را با چیز دیگری عوض کنند راه حل­ هایی پیشنهاد می شود:

1. کم کردن میزان مصرف ته دیگ و کنترل اشتها

2. استفاده از مغزهای آفتابگردان، تخمه کدو، تخمه گشنیز، کنجد یا زیره به عنوان ته دیگ این دانه­ های روغنی در صورت کوبیده شدن علاوه بر تأمین روغن ته دیگ منبع سرشاری از پروتئین ­ها هستند و به دستگاه گوارش کمک می کنند در نتیجه برای کودکان و افراد سالمند مناسب­ترند.

3. استفاده از سبزیجات مانند:برگ مو،کاهو، اسفناج و جعفری به عنوان ته دیگ. برای تهیه ­ی ته دیگ سبزیجات؛ چون احتمال سوختن و به وجود آمدن لایه ی کربن زیاد است باید حرارت بسیار ملایم و کم باشد و توجه داشته باشید که سبزیجات بیش از غلات روغن را به خود جذب می کنند پس در زمینه­ ی مصرف روغن مراقبت شود و یا از ظروفی برای طبخ استفاده شود که روغن کمتری را به خود می گیرد.

بهترین روغن برای پخت ته دیگ:

در میان روغن­ ها روغن کنجد برای مصارف سه گانه(یعنی پخت و پز، سالاد و سرخ کردنی)در جایگاه اول قرار دارد. روغن کنجد از دستگاه گوارش انسان مراقبت کرده و از ابتلای آن به سرطان و یبوست جلوگیری می کند. از دیگر روغن ها، روغن ذرت است اما میزان امگا6 آن بیشتر از امگا3 است و توسط متخصصان تغذیه خیلی توصیه نمی شود. روغن زیتون برای سالاد و پخت و پز مناسب است ولی بهتر است که به عنوان سرخ کردنی استفاده نشود.

*حتما می دانید که روغن­ های مایع آفتابگردان، سویا و کانولای موجود در بازار به هیچ عنوان مناسب سرخ کردنی نیستند زیرا در معرض حرارت سریعا اکسید می شوند و از این رو در بازار انواع روغن های سرخ کردنی با مارک­ های مختلف به چشم می خورد اما این نکته را به خاطر داشته باشید که اگر دانه­ های آفتابگردان،سویا یا کانولا به صورت خالص روغن­گیری شده باشند قطعا قیمت هر بطری آن باید چندین برابر بیشتر از آن چیزی که ما خریداری می کنیم باشد! که در آن صورت اکثر مردم توان خرید روغن را نخواهند داشت بنابراین در کارخانه ها برای کاهش اسید های چرب ترانس از ترکیب روغن­های خوراکی با روغن­های صنعتی مانند روغن پالم بهره می­گیرند که این مسأله قیمت روغن را نیز کاهش می دهد. روغن پالم که از مغز میوه ی پالم استخراج می شود به عنوان سوخت گیاهی کاربرد گسترده دارد و مناسب مصرف خوراکی نیست.

انواع ته چین :

از آنجایی که ته چین به عنوان یک غذای لوکس و اعیانی مطرح است خلاقان زیادی را هم برآن داشته تا ته چین را بر اساس فرهنگ، قومیت و ذائقه به شیوه­ های مختلفی طبخ کنند. انواع ته چین به شرح زیر ذکر شده است که سلایق متفاوتی را می پذیرد در صورت علاقه و آموزش هر یک از آن ها به منابع مراجعه فرمایید.

     ته چین ساده ­ی زعفرانی
ته چین مرغ و بادمجان شیرازی
ته چین همدانی
دیگچه ­ی ­مشهدی(دسر سنتی و محلی مشهد)
ته چین سنگسر کرمان
ته چین آلبالو
ته چین مرغ و اسفناج
ته چین مرغ با قارچ
ته چین بال مرغ با باقلا پلو
ته چین دنده
ته چین کشمش و لپه­ ی سمنان
ته چین قلیه ماهی
ته چین میگو
ته چین ماهیچه و سبزی

منابع:

  •          نشریه تحلیلی خبری آموزشی کشاورزی و غذا_فروردین 94
  •         دانه ­های_روغنی/fa.wikipedia.org/wiki/
  •        www.takfars.ir
  •         نقش روغن پالم در صنایع غذایی_صادقی قطب آبادی فرزانه_شهریور93
  •        www.akairan.com
  •       ماهنامه ­ی آشپزخانه­ ی ملل

 

 

 



تاریخ : دوشنبه 25 آبان 1394 | 03:29 ب.ظ | نویسنده : مائده بهلولی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2