تبلیغات
در کوچه های سادگی - حرمت قسم هایمان
یکشنبه 23 آبان 1395

حرمت قسم هایمان

   نوشته شده توسط: مائده بهلولی    

37 سال از انقلاب ما می گذرد... چقدر منقلب شده ایم؟... از چه نظر فرق کرده ایم؟... چه داده ایم و چه به دست آورده ایم؟ ...
آیا فیلم "سلطان قلب ها" را دیده اید؟ این فیلم محصول سال 1347، به کارگردانی محمد علی فردین ساخته شد. روایتگر یک داستان عاشقانه که اواسط داستان به یک تراژدی تبدیل می شه و در آخر با به هم رسیدن عشاق به پایان می رسه. نکته ی جالبی در این فیلم به چشم می خوره . خانمی که نقش لیلا را بازی می کنه با ظاهری نامناسب و عقد نکرده در خانه ی یاور قلی خان پدر ستاره زندگی می کنه و برای اینکه ستاره رو از سر خودش باز کنه دست به دامان مکر و فریب می شه و سعی می کنه اعتماد ستاره رو جلب کنه اما چون موفق نمی شه به قرآن متوسل شده و به "کلام الله مجید قسم می خوره که داره راست می گه" ستاره با شنیدن این حرف به لیلا اعتماد کرده و حرفش را با دیده ی دل باور می کنه. از طرفی دیگه لیلا چشم به ثروت یاورقلی خان دوخته بود و در این باب شریکی به نام جمشید خان داشت. وقتی لیلا به جمشید خبر می ده که اعتماد ستاره رو جلب کرده و او را به تهران فرستاده جمشید با تعجب می پرسه: چه جوری؟ و لیلا قرآن را نشون می ده. جمشید خان با اون همه حقه بازی و کلک با ناراحتی می پرسه: تو به قرآن قسم خوردی؟؟!! که لیلا با نگرانی جواب می ده: این قاب خالی قرآن! قاب خالی که گناهی نداره!
بگذریم... فقط این مثال را آوردم که بنگریم از ده ها سال پیش تا کنون چقدر فرق کرده ایم و اکنون چگونه در کوچه و خیابان ها و یا هر جای دیگر از روی عمد یا غیر عمد حتی راست یا دروغ به خداوند تبارک و تعالی و قدیسان درگاهش قسم های عظیم یاد می کنیم و به سادگی می گذریم. آیا این شرم آور نیست؟! چه شده که آنقدر باورهایمان را از دست داده ایم و سست ایمان شده ایم؟! 
شخصی از خاطراتش درباره ی جنگ تحمیلی تعریف می کرد و می گفت برای مدت جبهه را ترک کردم و آمدم به شهر تا به اهل و عیال سری بزنم از آن چیزی که در بین مردم شهر می گذشت تعجب کردم! دیدم که چه ساده و ناباورانه دروغ می گویند و قسم می خورند! آخر با دیار یار انس گرفته بودم جایی که قوت اهلش نماز بود، نگاهشان لبخند و حرفشان شهادت در راه خدا! به این حرفهای جدید عادت نداشتم. از افسانه بافی هایشان خسته بودم ...
به کجا می رویم؟...


gennaczernik.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:24 ق.ظ
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I don't know who you are but certainly you are going to
a famous blogger if you aren't already ;) Cheers!
پاسخ مائده بهلولی : Thank you for your nice words
negin
یکشنبه 23 آبان 1395 06:21 ب.ظ
سلام خسته نباشید مطلبت قشنگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر